فرضیه بی پایه واساس :
تشیع زاییده عبداللّه بن سبأ
برخی از افراد متعصب که مایلند تشیع را لکه دار سازند و آنرا یک تفکر وارداتی از جانب یک فرد یهودی معرفی کنند ، بیشتر به دنبال ترویج این فرضیههستند که یکی از یهودیان یمن به نام عبداللّه بن سبأ ملقب به «ابنالامة السوداء» در زمان عثمان تظاهر به اسلام کرد و پیوسته در بلاد مختلف اسلامیچون شام و بصره و کوفه و مصر به گردش پرداخت ، و مردم را به امامت علی دعوت می کردو می گفت که علی وصی پیامبر است ، و او خاتم الاوصیاست ، چنان که محمد (صلّی الله علیهوآله وسلّم ) خاتم پیامبران است و عثمان ، خلیفه غاصب مقام خلافت است و این مقام رااز علی (علیه السلام) باز ستانده است . او با این اندیشه در شهرهای مختلف ، به سیرو سیاحت پرداخت و توانست گروهی از صحابه و تابعان مانند ابی ذر غفاری ، عمار یاسر ،محمد حذیفه ، محمد بن ابی بکر ، صعصعة بن صوحان عبدی و مالک اشتر را با خود همراه سازد. او گروه کثیری را فریب داد و مقدمات قتل عثمان را در خانه خودش فراهم ساخت و علی(علیه السلام) را به خلافت نشاند .
این فرضیه بی پایه نوعی برداشت از نقل طبری است و گروهی ازمورخان آن را به پیروی از طبری در کتاب های خود آورده اند ، بدون آن که در سند و مضمونآن دقت کنند .
نظر محققان درباره این فرضیه
آنچه طبری در این جا نقل کرده ، از جهاتی مردود است :
1 . چگونه ممکن است یک فرد یهودی گمنام تظاهر به اسلام کند، آنگاه یک تنه با گردش در بلاد اسلامی گروهی از صحابه و تابعان را با خود همفکر وهمراه سازد ، تا آنجا که در مقابل دیدگان صحابه پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم) وارد مدینه شوند و خلیفه وقت را به قتل برسانند و علی را به عنوان وصی او معرفی کنند؟!این مطلب هرگز با محاسبات تاریخی سازگار نیست و باید علّت قتل خلیفه در مدینه را ازبررسی تاریخ حیات او به دست آورد .
2 . سیره عثمان و معاویه گواهی می دهد که آنان هرگز اجازهاعتراض به کارهای خود را نداده و معترضان را به سخت ترین مجازات کیفر می دادند ، چنانکه ابوذر به خاطر انتقاد از زراندوزی عثمان مورد خشم او قرار گرفت و به ربذه تبعیدشد و در آنجا رحلت کرد .
عمار یاسر نیز که یکی از معترضان سیره عثمان بود ، مورد خشمقرار گرفت . غلامان عثمان او را چنان کتک زدند که یکی از دنده های او شکست . همچنیندیگر مخالفان مانند عبداللّه بن مسعود نیز در دوران خلافت عثمان مورد ضرب و شتم واقعشدند . در چنین شرایطی ، آیا ممکن است خلافت اسلامی با آن قدرت ، به یک فرد یهودی اجازهدهد که در شهرها و سرزمین های مختلف جهان اسلام به آشوب دست بزند و شام و مصر و بصرهو کوفه را زیر پا نهد و با ارتشی وارد مدینه شود و خلیفه را از منصب قدرت به زیر کشدو خلیفه دیگری را نصب نماید ؟
3 . گروهی که به این بخش از تاریخ طبری دل بسته اند ، بایدبدانند که در صورت صحت این مطلب ، یکی از اساسی ترین عقاید آنان متزلزل می گردد ، زیرا:از نظر اهل سنت صحابه پیامبر عادل و وارسته اند و هیچ نوع جرح و تعدیل در حق آنها روانیست . اکنون چگونه ممکن است که شخصیت هایی از صحابه و تابعان مانند ابوذرو عمار و محمد بن حذیفه و گروهی از اکابر تابعان ، فریب یک فرد یهودی را بخورند و آشوبیبه راه اندازند که نتیجه آن قتل خلیفه گردد ؟
4 . فراتر از این همه تحلیل ها ، سندی را که طبری این حادثهرا بر مبنای آن نقل کرده و گروهی مغرض نیز چشم بسته آن را پذیرفته اند ، بررسی می کنیم:
طبری این حادثه را از گروهی نقل می کند که هرگز نمی توانبه آنها اعتماد کرد :
سریّ از شعیب از سیف ، از عطیه، از یزید فقعسی نقل کرده است که . . . » . ( پاورقی 1 )
اکنون باید دید این افراد چه اندازه از وثاقت و اعتبار برخوردارند؟
1 . سریّ : در رجال اهل سنت دو نفر با این نام معروفند:
الف . سریّ بن عبداللّه همدانی : یحییبن سعید ، رجال شناس اهل سنت او را «کذاب و ضعیف» میشمرده است.
ب . سریّ بن عاصم بن سهل همدانی : ساکنبغداد ، متوفای 258 که بخشی از حیات او را نویسنده تاریخ طبری درک کرده است ؛ کافیاست که بدانیم که رجال شناسان درباره او میگویند : او «کذّاب و سارق حدیث»است.
2 . شعیب بن ابراهیم کوفی : «وی فردیاست مجهول الحال» ذهبی می گوید : این مرد ، راوی کتاب های سیف بن عمر است ،ولی برای ما شناخته نیست .
3 . سیف بن عمر : ضعف این سند بیشتر به اینمرد باز می گردد ، ابن حبّان می گوید : «سیف بن عمر احادیث و تاریخ مجعول رابه شخصیت های معروف نسبت می داد و حدیث جعل می نمود و به زندقه ( بی دینی ) متهم است»، ابن عدیّ می گوید : تمام روایات او ناشناخته و غیر قابل قبول است .
ما در نقد سند این تاریخ به همین مقدار بسنده می کنیم ، هرچند سخن درباره سند بیش از آن است که گفته شود ، و لذا محققان بزرگ تاریخ مانند دکترطه حسین و غیره در شخصیت ابن سبأ تشکیک کرده و آن را یک افسانه تاریخی قلمداد نمودهاند ، و پس از او دیگر محققان در این مورد سخن بسیار گفته اند که جای بازگویی آنهانیست .
محقق معاصر جناب آقای عسگری با نگارش کتاب عبداللّه بن سبأپرده از چهره این افسانه تاریخی برداشته و به روشنی ثابت کرده است که این مرد وجودخارجی نداشته و این داستان ، ساخته و پرداخته جاعلان تاریخ و حدیث مانند سیف بن عمرتمیمی است .
صبحی صالح در کتاب خود به نام « نظریة الإمامة » یادآور میشود : بعید نیست که یک فرد یهودی فتنه انگیزی کند ، ولی آنچه قابل پذیرش نیست ، اینکهیک فرد یهودی چنین تأثیر عظیمی در عقاید مسلمانان بگذارد و آنان را به دو گروه سنیو شیعه تقسیم کند .
در کتب رجالی شیعه آمده است : فردی به نام عبداللّه بن سبأاظهار غلوّ کرد و امیرمؤمنان او را به خاطر غلوّ مجازات نمود . ولی اعترافبه وجود چنین فردی ، غیر از اعتراف به عبداللّه بن سبأ است ، که جهان اسلام را به آشوبکشاند .
و آخر دعوانا أَنِالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین
فضائل حضرت علی اکبر سلام الله علیه - روز جــوان...
ما را در سایت فضائل حضرت علی اکبر سلام الله علیه - روز جــوان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 159 تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 15:23